|
ميشنوي.اين طپش طبل ماست.باش و ببين تا كه چه طوفان كنيم
|

آلبوم: آشفته بازار
خواننده: داریوش
تعداد آهنگها:۶
مدت زمان آلبوم:۳۷:۲۴
سال انتشار:؟؟؟؟
۱. طاقت
خواننده: داریوش
ترانه سرا:اردلان سرفراز
آهنگساز:فرید زولاند
تنظیم:آندرانیک
مدت زمان:۵:۴۳
طاقت من طاقت دل طاقت سنگ است
غزل پريده رنگ است دل ترانه تنگ است
نه در زمين نه در زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
مرا حوصله تنگ است
هر كسي همنفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد
اون كه عاشقانه خنديد خندههاي من رو دزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئه ميديد
رسيدهام به ناكجا خسته از اين حال و هوا
حديث تن نيست مرا طاقت من نيست
مرا طاقت من نيست، مرا طاقت من نيست
نه در زمين نه در زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
مرا حوصله تنگ است
هر كسي همنفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد
اون كه عاشقانه خنديد خندههاي من رو دزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئه ميديد
رسيدهام به ناكجا خسته از اين حال و هوا
حديث تن نيست مرا طاقت من نيست
مرا طاقت من نيست، مرا طاقت من نيست
طاقت من طاقت دل طاقت سنگ است
دل ترانه تنگ است غزل پريده رنگ است
نه در زمين نه در زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
مرا حوصله تنگ است
۲. آشفته بازار
خواننده: داریوش
ترانه سرا:اردلان سرفراز
آهنگساز:فرید زولاند
تنظیم:آندرانیک
مدت زمان:۶:۰۷
دلم تنگ است
دلم ميسوزد از باغي كه ميسوزد
نه ديداري نه بيداري
نه دستي از سر ياري
مرا آشفته ميدارد
چنين آشفته بازاري
تمام عمر بستيم و شكستيم
به جز بار پشيماني نبستيم
جواني را سفر كرديم تا مرگ
نفهميديم به دنبال چه هستيم
جواني را سفر كرديم تا مرگ
نفهميديم به دنبال چه هستيم
عجب آشفته بازاريست دنيا
عجب بيهوده تكراريست دنيا
چه رنجي از محبتها كشيديم
برهنه پا به تيغستان دويديم
نگاه آشنا دراين همه چشم
نديدم و نديديم و نديدم
سبكباران ساحلها نديدند
به دوش خستگان باريست دنيا
مرا در موج حسرتها رها كرد
عجب يار وفاداريست دنيا
عجب آشفته بازاريست دنيا
عجب بيهوده تكراريست دنيا
ميان آنچه بايد باشد و نيست
عجب فرسوده ديواريست دنيا
عجب خواب پريشانيست دنيا
عجب يار وفاداريست دنيا
عجب درياي طوفانيست دنيا
عجب آشفته بازاريست دنيا
عجب يار وفاداريست دنيا
عجب درياي طوفانيست دنيا
۳. شب شکن
خواننده: داریوش
ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:فرید زولاند
تنظیم:فرید زولاند
مدت زمان:۵:۲۵
وقتي تو شب گم ميشدم ستاره شبشكن نبود
ميون اين شبزدهها كسي به فكر من نبود
وقتي تو شب گم ميشدم همخونه خواب گل ميديد
همسايه از خوشه خواب سبد سبد خنده ميچيــــــد
آواز خون كوچهها شعرهاش رو از ياد برده بود
چراغها خوابيده بودن شعلهشون رو باد برده بود
آخ اگه شب شيشهاي بود پل به ستاره ميزدم
شكست آيينه شب رو نيزه خورشيــد ميشدم
آخ اگه مرگ امون ميداد دوباره باغ ميشدم
تو رگ يخ بسته شب نبض چــــراغ ميشدم
وقتي تو شب گم ميشدم ستاره شبشكن نبود
ميون اين شبزدهها كسي به فكـر من نبود
آخ كه تو اقيانوس شب سوختنم رو كسي نديد
تو برزخ بيداد شب كسي به دادم نرسيد
وقتي تو شب گم ميشدم دلم ميخواست شعله بشم
رو سايههاي يـــخ زده دست نوازش بكشــم
دلم ميخواست آشتي بدم تگرگ رو با اقاقيا
خورشيد مهربوني رو مهمون كنم به خونهها
آخ اگه مرگ امون ميداد دوباره باغ ميشدم
تو رگ يخ بسته شب نبض چراغ ميشدم
وقتي تو شب گم ميشدم ستاره شبشكن نبود
ميون اين شبزدهها كسي به فكـر من نبود
وقتي تو شب گم ميشدم همخونه خواب گـل ميديد
همسايه از خوشه خواب سبد سبد خنده ميچيــــــد
۴. شمالی
خواننده: داریوش
ترانه سرا:مسعود امینی
آهنگساز:حسن شماعی زاده
تنظیم:اف ام فيلارمونيك
مدت زمان:۹:۰۴
شمالي گفتي و شعر يادم اومد
مثل شيرين كه بود فرهادم اومد
بلند گفتم آهاي مردم چه سادهان
يه باري رو دوش فريادم اومد
همه چيزا كه يادم رفته بودن
همهاش چشم بسته از سر يادم اومد
خزر با ماهيها و گيله مردهاش
زنها و بچهها و پيــرمردهاش
با اون گوش ماهيهاي رنگ وارنگهاش
همه ريز و درشتها و بلندهاش
شمالي گفتي و شعر يادم اومد
مثل شيرين كه بود فرهادم اومد
بلند گفتم آهاي مردم چه سادهان
يه باري رو دوش فريادم اومد
همه چيزا كه يادم رفته بودن
همهاش چشم بسته از سر يادم اومد
خزر با ماهيها و گيله مردهاش
زنها و بچهها و پيــرمردهاش
با اون گوش ماهيهاي رنگ وارنگهاش
همه ريز و درشتها و بلندهاش
شمالي بوي بارون داره كوزهات
بذار مكتب بره طفل رفوزهات
نرو خوش باش و قلك خالي بفروش
بذار بار رو زمين بردارش از دوش
كمك كن تا خرابها رو بسازيم
براي ساختنش جون منم روش
براي ساختنش جون منم روش
همه دنيا فداي تاري از موش
بباف با دست پر پينهات حصير رو
بشورش از قفس اسم اسير رو
طناب رو پاره كن زنجير رو بنداز
بزن باز از سر نو زير آواز
از دست سر شعر بخون آواز رو سر كن
بخون و خوندههاشون رو از بر كن
تمام شاليكارها رو خبر كن
همه درياها رو زير و زبر كن
بدون فردا ديگه آزادي داريم
هزارتا ده به ده آبادي داريم
بدون فردا ديگه آزادي داريم
هزارتا ده به ده آبادي داريم
۵. فصلی دوباره
خواننده: داریوش
ترانه سرا:آرمیک
آهنگساز:اسفندیار منفرد زاده
تنظیم:اسفندیار منفرد زاده
مدت زمان:۵:۱۴
برخيز و چاره كن فصلي دوباره كن
برخيز و چاره كن فصلي دوباره كن
با من بگو كه كدامين حديث باد
جز ميلههاي قفس
اين بار غصه را به قناري سپرده است
در جشنواره گل پاييز چه پر فريب
غمگين غزلواژه هجرت سروده است
برخيز و چاره كن فصلي دوباره كن
برخيز و چاره كن فصلي دوباره كن
آه از نهاد خسته پروانه بر نخواست
همراز رقص مرگ همراه شمع و اشك
ما را ببين چگونه كفتار روزگار
فرهنگ غصه داد
در ميهماني دشت تشنه باران
از ابر كينهها
نباريد جز تگرگ قصاص ز آسمان
برخيز و چاره كن فصلي دوباره كن
برخيز و چاره كن فصلي دوباره كن
از تيرگي شب بردار رنگ غم
با صبح دلپذيراز روشني بگو
آشتي كن تو با سرمستي بهار
با ابر غصهداراز دلخوشي بگو
زنگارغصه را از آينه بگيــر
با خاطره تو از دلبستگي بگو
زنگارغصه را از آينه بگيــر
با خاطره تو از دلبستگي بگو
برخيز و چاره كن فصلي دوباره كن
برخيز و چاره كن فصلي دوباره كن
۶. بهار
خواننده: داریوش
ترانه سرا:فریدون مشیری
آهنگساز:اسفندیار منفرد زاده
تنظیم:اسفندیار منفرد زاده
مدت زمان:۵:۵۱
بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخههاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيـــــــــد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال لالهها و سبزهها
خوش به حال غنچههاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه ميخندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
اي دل من گرچه دراين روزگار
جامه رنگين نميپوشي به كام
باده رنگين نمينوشي ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن مِي كه ميبايد تهي است
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
گر نكوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار